کار را به کار دان بسپارید
مردکی را چشم درد خاست پیش بیطار رفت که دواکن بیطار از آنچه در چشم چارپای میکند در دیده او کشید و کور شد
حکومت به داور بردند گفت بر او هیچ تاوان نیست اگر این خر نبودی پیش بیطار نرفتی
مقصود از این سخن آن است تا بدانی که هر آنکه ناآزموده را کار بزرگ فرماید با آنکه ندامت برد به نزدیک خردمندان به خفت رأی منسوب گردد.
ندهد هوشمند روشن رای
به فرومایه کارهـــای خطیر
بورياباف اگرچــه بافندهست
نبــرندش به کارگــاه حـريـر
+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم آذر ۱۳۹۲ ساعت 10:27 توسط غلامحسین صادقی
|
غلامحسین صادقی