خداوند متعال در قرآن می فرماید:

 قُلْ أَطِيعُواْ اللّهَ وَالرَّسُولَ آل عمران/32

بگو : از خدا و رسولش فرمان ببريد.

 

محمد بن خفیف شیرازی، معروف به شیخ کبیر، از عارفان قرن چهارم هجری است، او دو مرید داشت که هر دو احمد نام داشتند، یکی را احمد کبیر می‏گفتند و دیگری را احمد صغیر.

شیخ به احمد صغیر ، توجه و عنایت بیش‏تری داشت، یاران از این عنایت خبر داشتند، نزد شیخ آمدند و گفتند: احمد کبیر ، بسیار ریاضت کشیده و منازل سلوک را پیموده است، چرا به او کمتر توجه داری؟ شیخ گفت: آن دو را می آزمایم که مقامشان بر همگان آشکار شود.
روزی به احمد کبیر گفت: این شتر را بردار و بر بام خانه ما ببر،  احمد کبیر گفت: نمی شود شتر را بر بام برد، شیخ گفت: تو راست می گویی نمی شود آن را به بالا برد
پس از آن به احمد صغیر گفت: این شتر را به بالای بام ببر، احمد صغیر ، در همان دم کمر بست و آستین بالا زد و به زیر شتر رفت که او را بالای بام ببرد ولی هر چه نیرو به کار گرفت و سعی کرد، نتوانست.

شیخ به او فرمان داد که شتر را رها کند، و گفت: آنچه می‏خواستم، ظاهر شد، اصحاب گفتند: آنچه بر شما آشکار شد، بر ما هنوز پنهان است ، شیخ گفت: از آن دو، یکی به توان خود نگاه کرد نه به فرمان ما و دیگری به فرمان ما اندیشید، نه به توان خود و دستور ما را اطاعت کرد اگرچه خارج از توانش بود؛ همانا باید که به وظیفه اندیشید و بر آن قیام کرد، نه به زحمت و رنج انجام آن .

خدا نیز از بندگانش می خواهد که به تکلیف خود قیام کنند و او را اطاعت کنند که اگر چنان کنند سزاوار پاداش هستند اگر چه از عهده آن برنیایند و البته خداوند به ناممکن فرمان نمی دهد.

 

با اقتباس و ویراست از کتاب حکایات پارسایان

شاهکار ادبی  زمان ناصرالدین شاه قاجار


 نوشته ای زیر نامه ای است که" مرحوم میرزا محمد الویری" به مرحوم احمدخان امیر حسینی سیف الممالک فرمانده فوج قاهر خلج نوشته که شروع تا پایان نامه از حروف بی نقطه الفبا انتخاب و در نوع خود از شاهکارهای ادب زبان پارسی به شمار می آید.

انگیزه نامه و موضوع آن کمی در آمد و کثرت عائله و تنگی معیشت بوده است. این نامه در زمان  ناصرالدین شاه بوده. نامه :

سر سلسله امرا را کردگار احد، امر و عمر سرمد دهاد. دعا گو محمد ساوه ای در کلک و مداد ساحرم و در علم و سواد ماهر. ملک الملوک کلامم و معلم مسائل حلال و حرام. در کل ممالک محروسه اسم و رسم دارم. درهرعلم معلم و در هراصل موسسم .در کلک عماد دومم درعالم، درعلم وحکم مسلم کل امم سرسلسله اهل کمالم اما کوطالع کامکار و کو مرد کرم؟...
دلمرده آلام دهرم. کوه کوه دردها در دل دارم. مدام در دام وام، و علی الدوام در ورطه آلام دهرم هر سحر و مسا در واهمه و وسواس که مداح که گردم و کرا واسطه کار آرم که مهامم را اصلاح دهد و دو سه ماهم آسوده دارد.
مکرر داد کمال دادم و در هر مورد مدح معرکه ها کردم. همه گوهر همه در، همه لاله همه گل، همه عطار روح همه سرور دل، اما لال را مکالمه و کر را سامعه و کور را مطالعه آمد.
همه را طلا سوده در محک ادراک آورده احساس مس کردم و لامساس گو آمدم. اما علامه دهرم، ملولم و محسود و عوام کالحمار محمود و مسرور ...
لا اله الا الله وحده وحده   دلا در گله مسدود دار در همه حال که کارهای همه عکس مدعا آمد علاوه همه دردها و سرآمد کل معرکه ها عروس مهر در آرامگاه حمل در آمد.
عالم و عام لام و کرام، صالح و طالح، صادر و وارد، کودک و سالدار، گدا و مالدار، همه در اصلاح اهل و اولاد و هر کس هر هوس در معامله و سودا دارد آماده و اطعمه و هر سماط گرد آورده، حلوا و کاک، سرکه و ساک، کره و عسل، سمک و حمل، گرمک و کاهو، دلمه و کوکو، امرود و آلو، الی کلم کدو، همه در راه، مکر دعاگو که در کل محرومم و در حکم کاالمعدوم.
اگر موهوم و معلول معدل سه صاع و دو درم ارده گردد حامد و مسرورم. مگر کرم سر کار اعلی که سرالولد و سرالوالد در او طلوع کرده و دادرس آمده، درد ها دوا، وامها ادا و کامها روا گردد....

ماجرای بی پولی شهید آوینی و کرایه تاکسی

دریکی از شبکه های اجتماعی خواندم جالب وآمزنده به نظر آمد:

سوار تاکسی بین شهری شدم، مسیرم تهران بود. اصلا با راننده درباره مقدار کرایه صحبتی نکردم از بابت پول هم نگران نبودم اما وسط راه که بیابان بود، دست کردم تو جیب راست شلوارم ولی پول نبود…! جیب چپ نبود… جیب پیرهنم! نبود که نبود … گفتم حتما تو کیفمه! اما خبری از پول نبود…
به راننده گفتم: اگر کسی رو سوار کردی و بعد از طی یک مسیری به شما گفت که پول همراهم نیست، چیکار میکردی ؟!!
گفت: به قیافه اش نگاه می کنم!
گفتم : الان فرض کن من همان کسی باشم که این اتفاق براش افتاده…!!! یکدفعه کمی از سرعتش کم کرد و نگاهی از آینه به من انداخت و گفت : به قیافه ات نمیاد که آدم بدی باشی ، می رسونمت … .
خدای من! من مسیر زندگی ام رو با تو طی کردم به خیال اینکه توشه ای دارم اما الان هرچه نگاه می کنم ، می بینم هیچی ندارم، خالیه خالی ام … فقط یک آه و افسوس که مفت عمرم از دست رفت …
خدایا ما رو می رسونی؟؟؟ یا همین جا وسط این بیابان سردرگمی پیاده مون میکنی؟؟؟ الهی و ربی من لی غیرک

کارهایی که می توان با نوشابه انجام داد!

 
 

با همه‌ی معایب این نوشیدنی، طرفداران کوکاکولا خوشحال می‌شوند اگر بدانند که به‌جز خوردن استفاده‌های دیگری نیز از این محصول غذایی می‌توانند داشته باشند.

نوشابه کوکاکولا در سرتاسر دنیا طرفداران بسیاری دارد و یکی از معروف‌ترین علامت‌های تجاری در حوزه‌ی تولید کالا محسوب می‌شود. هرچند این نوشیدنی پرطرفدار در ابتلا به بیماری‌هایی از قبیل سکته‌ی قلبی، سکته‌ی مغزی، آسم و انسداد شدید ریوی مؤثر است و بدین طریق به بدن انسان آسیب می‌رساند. به‌علاوه مصرف این نوشیدنی باعث برهم خوردن تعادل غذایی در رژیم کودکان می‌شود. با همه‌ی این معایب طرفداران کوکاکولا خوشحال می‌شوند اگر بدانند که به‌جز خوردن استفاده‌های دیگری نیز از این محصول غذایی می‌توانند داشته باشند.

1. جانوران مزاحم درون باغچه را از بین می‌برد.

یک بطری کوکاکولا را درون کاسه‌ای ریخته و نزدیک گیاهان قرار دهید. بوی نوشابه حشرات را جذب می‌کند و اسید درون نوشابه آن‌ها را می‌کشد.


2. در فصل زمستان می‌توان یخ روی شیشه‌های ماشین را با آن آب کرد.

به‌آرامی یک بطری نوشابه را روی شیشه جلوی ماشین بریزید و یک دقیقه منتظر بمانید. یخ پودر شده و به‌راحتی پاک می‌شود.


3. ماهی‌تابه‌های سوخته را تمیز می‌کند.

یک بطری کوکاکولا در ماهی‌تابه بریزید و بگذارید جوش بیاید. پس‌ازآن می‌توان راحت جرم‌های درون آن را پاک کرد. به‌علاوه می‌توانید کتری و دیگر ظروف آشپزخانه را درون کوکاکولا بخیسانید تا جرم داخل آن بلند شود.


4. حشره‌ها را از شیشه جلوی ماشینتان پاک می‌کند.

پارچه‌ای را درون کوکاکولا بخیسانید و روی شیشه جلوی ماشین بکشید.


5. زنگ‌زدگی را پاک می‌کند.

فلز زنگ‌زده را درون کوکاکولا بگذارد و روی فلز را بسابید.


6. لکه‌های روی پارچه را تمیز می‌کند.

لکه‌ی خون و چربی را می‌توان به کمک کوکاکولا از روی مبلمان یا هر پارچه‌ی دیگری پاک کرد اما توجه داشته باشید که کوکاکولا سیاه است؛ بنابراین برای پارچه‌های روشن باید به دنبال راه دیگری باشید.


7. لکه‌های روغن روی سیمان را تمیز می‌کند.

فقط کافی است روی لکه‌ی روغن کوکاکولا بریزید و چند ساعت بگذارید خیس بخورد.


8. جای نیش ستاره‌های دریایی را تسکین می‌دهد.

روی قسمتی از بدن که نیش خورده است نوشابه بریزید.


9. موتور ماشین را تمیز می‌کند.

باورتان بشود یا نه می‌گویند که توزیع‌کنندگان کوکاکولا سال‌هاست از این روش استفاده می‌کنند.


10. در پخت‌وپز گوشت از آن استفاده می‌شود.

برای نرم و ترد کردن گوشت کبابی آن را در کوکاکولا می‌خوابانند. برای تهیه سس روی گوشت کبابی هم از آن استفاده می‌شود.


11. سکه‌های زنگ‌زده را جلا می‌دهد.

تقریباً ده دقیقه سکه‌ها را در کوکاکولا نگه‌دارید.


12. کاشی‌ها را تمیز می‌کند.

کوکاکولا را روی کاشی‌ها ریخته و چند دقیقه منتظر بمانید.


13. برای تقویت گیاهان خوب است.

قند درون کوکاکولا در رشد موجودات ذره‌بینی بسیار کوچک مؤثر است و اسید درون آن نیز به تجزیه‌ی سریع‌تر کود کمک می‌کند.


14. آدامسی که به موهایتان چسبیده را جدا می‌کند.

قسمتی از موهایتان را که آدامس به آن چسبیده به مدت چند دقیقه درون کاسه‌ای از کوکاکولا بخیسانید.


15. رنگ موهایتان را کمرنگ می‌کند.

اگر رنگی به موهایتان زده‌اید که از آن ناراضی هستید ابتدا موهایتان را با آب بشورید و سپس یک بطری کوکاکولا روی موهایتان بریزید. چند دقیقه صبر کنید تا سودا اثر کند و بعد سرتان را بشورید.


16. لکه‌ی ماژیک روی فرش را تمیز می‌کند.

مقداری نوشابه روی محل موردنظر ریخته، بسابید و سپس با محلول آب و صابون بشورید. دقت داشته باشید که به خاطر رنگ سیاه کوکاکولا این روش برای فرش‌های روشن مناسب نیست.


17. برای تمیز کردن دستشویی استفاده می‌شود.

کوکاکولا را روی سطح روشویی و سنگ دستشویی بریزید و بدون نیاز به برس کشیدن فقط با آب بشورید.


18. حشرات مزاحم را از سفره پیک‌نیکتان دور کنید.

نیم ساعت قبل از خوردن غذا کاسه‌ای را از کوکاکولا پر کنید و بیرون جایی دورتر از محل نشستنتان بگذارید تا حشرات به‌سوی آن جذب بشوند نه به سفره‌ی غذای شما.

http://www.bartarinha.ir/fa/news/275466/

مکافات عمل

در کتاب پند خوبان از مرحوم آیت الله بهاءالدینی چنین نقل شده :

اوائل حکومت رضاخان شبی از شبها  او وارد شهر قم شد ودر کوچه ها وخیابانها رفت وآمد می کرد او برای ترساندن مردم دوجوان را دستگیر کرد وبدون آنکه کاری کرده باشند دستور داد  آنان را در مقابل چشمان مردم به قتل برسانند

بنده از این کار زشت وناجوانمردانه ی این مرد وحشی بسیار ناراحت شدم

ولی از اینکه این دو جوان انتخاب شدند در حیرت بودم . با خود گفتم باید حساب وعلتی در کار باشد که این دو جون به قتل رسیدند تحقیق کردم واز افرادی در باره یکی از آن دونفر سوالاتی کردم آنان درجواب گفتند : آن دو جوان روز قبل از این حادثه گربه ای را گرفته بودند وبرای تفریح وخنده نفت بر سرحیوان ریخته بودند وآن را زنده زنده آتش زده بودند.

واینگونه بود که فردای آن روز به دست ظالمی دیگر به سزای عمل خود رسیدند.

عزاداری سیدبحرالعلوم  وحضرت بقیه الله الاعظم (عج)

مرحوم علامه بحرالعلوم (ره) عاشورایی با عده ای از طلاب از کربلا به استقبال دسته ی سینه زنی طُوَیرج می روند، ناگهان طلاب می بینند مرحوم سید بحرالعلوم با آن عظمت و مقام شامخ علمی، عمامه و عبا را کنار انداخت و مثل سایر سینه زنها خود را میان عزاداران و سینه زنان انداخته و به سر و سینه می زند.

طلابی که با معظم له به استقبال آمده بودند هر چه می کنند که مانع از آن همه احساسات پاک بشوند میسّر نمی گردد، بالاخره عده ای از طلاب برای حفظ سید بحر العلوم اطراف ایشان را می گیرند که مبادا زیر دست و پا بیافتد و ناراحت شود،

تا اینکه بعد از اتمام برنامه ی سینه زنی، بعضی از خواص از آن بزرگوار می پرسند چگونه شد که شما بی اختیار وارد دسته ی سینه زنی شدید و آن گونه مشغول عزاداری شدید؟

سید می فرماید: وقتی به دسته ی سینه زنی رسیدم، دیدم حضت بقیه الله ـ ارواحنا له الفداه ـ با سر و پای برهنه میان سینه زنها بر سر و سینه می زنند و گریه می کنند، من نتوانستم طاقت بیاورم لذا از خود بی خود شدم و خدمت حضرتش مشغول سینه زدن گردیدم

کرامات الحسینیه، ج۲، ص۲۱۶ به نقل از أین البکائون، ص۱۱۶٫